خدایا با من حرف بزن .

 

  

کودکی نجوا کرد : خدایا با من حرف بزن

 

مرغ دریایی آواز خواند ،کودک نشنید

 

سپس کودک فریاد زد :خدایا با من حرف بزن

 

رعد در آسمان پیچید ولی کودک گوش نداد

 

کودک نگاهی به اطرافش انداخت و گفت : خدایا بگذار ببینمت

 

ستاره ای درخشید ولی کودک توجه نکرد

 

کودک فریاد زد : خدایا معجزه ای نشانم بده ،

 

و یک زندگی متولد شد اما کودک نفهمید

 

کودک با ناامیدی گریست ؛خدایا با من در ارتباط باش،

 

بگذار بدانم اینجایی،

 

بنابراین خدا پایین آمدو کودک را لمس کرد ،

 

ولی کودک پروانه را کنار زد و رفت .

 

*****************************

*****************************

/ 3 نظر / 28 بازدید
سعیده

[گل]

فاطمه نجفعلي بيگي

سلام خانم ممنون خيلي قشنگ بود[لبخند]

هلیا جوونت

سلام خانم فریدونی هلیام سیدشمالی بچه شره کلاس خوشحال میشم به وبلاگم سربزنید البته تازه ساختم زیاد مطلب نذاشتم ولی قول میدم بزارم I LOVE YOUUUUUUUUUU BOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOS