شاگرد اول

 

  

کودکی نجوا کرد : خدایا با من حرف بزن

 

مرغ دریایی آواز خواند ،کودک نشنید

 

سپس کودک فریاد زد :خدایا با من حرف بزن

 

رعد در آسمان پیچید ولی کودک گوش نداد

 

کودک نگاهی به اطرافش انداخت و گفت : خدایا بگذار ببینمت

 

ستاره ای درخشید ولی کودک توجه نکرد

 

کودک فریاد زد : خدایا معجزه ای نشانم بده ،

 

و یک زندگی متولد شد اما کودک نفهمید

 

کودک با ناامیدی گریست ؛خدایا با من در ارتباط باش،

 

بگذار بدانم اینجایی،

 

بنابراین خدا پایین آمدو کودک را لمس کرد ،

 

ولی کودک پروانه را کنار زد و رفت .

 

*****************************

*****************************

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩۳ساعت ٢:۱۸ ‎ق.ظ توسط میترافریدونی نظرات ()

Design By : Pars Skin